Header
دانلود آهنگ جدید هادی دهپرور بنام چه اشتباهی میکنه

پیرمردی بود، که پس از پایان هر روزش از درد و از سختیهایش مینالید

پیرمردی بود، که پس از پایان هر روزش از درد و از سختیهایش مینالید

دوستی، از او پرسید: این همه درد چیست که از آن رنجوری؟

🔸پیرمرد گفت: دو باز شکاری دارم، که باید آنها را رام کنم. دو تا خرگوش هم دارم که باید مواظبشان باشم که بیرون نروند.

🔸دو تا عقاب هم دارم که باید آنها را
هدایت و تربیت کنم.

🔸ماری هم دارم که آنرا حبس کرده ام.

🔸 شیری، نیز دارم که همیشه، باید آنرا در قفسی آهنین، زندانی کنم.

🔸بیماری نیز دارم که باید از او مراقبت کنم، و در خدمتش باشم.

🔹مرد گفت: چه میگویی، آیا با من شوخی میکنی؟ مگر میشود انسانی اینهمه حیوان را باهم در یکجا، جمع کند و مراقبت کند؟

🔸پیرمرد گفت: شوخی نمیکنم. اما حقیقت تلخ و دردناکیست:

🔺آن دو، باز چشمان منند، که باید با تلاش و کوشش از آنها مراقبت کنم.

🔺آن دو خرگوش پاهای منند، که باید مراقب باشم بسوی گناه کشیده نشوند.

🔺آن دو عقاب نیز، دستان منند، که باید آنها را به کارکردن، آموزش دهم تا خرج خودم و خرج دیگر برادران نیازمندم را مهیا کنم.

🔺آن مار، زبان من است، که مدام باید آنرا دربند کنم تا مبادا کلام ناشایستی از او، سر بزند.

🔺شیر، قلب من است که با وی همیشه
در نبردم که مبادا، کارهای شروری از وی سرزند.

🔺و آن بیمار، جسم و جان من است، که محتاج هوشیاری، مراقبت وآگاهی من دارد…

💠 این کار روزانه من است که اینچنین
مرا رنجور کرده، و امانم را بریده!…

پیرمردی بود، که پس از پایان هر روزش از درد و از سختیهایش مینالید

http://www.musicfm.ir/?p=11844

موارد مرتبط

0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.