Header

سخنرانی استاد رائفی پور با موضوع اسطوره3 – ارض موعود 2

1

سخنرانی استاد رائفی پور با موضوع اسطوره3 – ارض موعود 2

الف) وعده سرزمین در عهد قدیم
شکى نیست که در مجموعه‏اى که آن را یهودیان کتاب عهد و مسیحیان عهد قدیم مى‏خوانند، سخن از سرزمین موعود و وعده آن آمده است. اما در این‏که این مجموعه، که مشتمل بر ده‏ها کتاب کوچک و بزرگ است،

در چه زمانى و به وسیله چه کسانى نوشته شده است، بین سنت یهودى ـ مسیحى و نقادان قدیم و جدیدِ متون مقدس اختلافات بسیار جدى به چشم مى‏خورد.

در کوتاه‏ترین عبارت مى‏توان گفت که سنت یهودى ـ مسیحى برآن بوده است که کتاب‏هاى این مجموعه را اشخاص برجسته شناخته‏شده‏اى در زمانى نزدیک به یک هزاره نگاشته‏اند.

براى مثال، گفته مى‏شود تورات همان کتابى است که خداوند به موسى(ع) داد و کتاب‏هاى یوشع، داوران، سموئیل و پادشاهان را انبیاى بزرگى چون یوشع، سموئیل و ارمیا نگاشته‏اند؛

در حالى که نقادان قدیم و جدید زمان نگارش این کتاب‏ها را پس از اسارت بابلى، در قرن ششم قبل از میلاد، مى‏دانند و این زمان قرن‏ها پس از کسانى است که سنت یهودى ـ مسیحى این کتاب‏ها را به آنان نسبت مى‏دهد.

اگر انتساب این کتاب‏ها به افراد مورد ادعاى سنت زیر سؤال برود، این کتاب‏ها همانند دیگر کتاب‏هاى بشرى بوده و درنتیجه، سخن از ارض موعود، مانند دیگر محتویات این متون زیر سؤال مى‏رود.

حتى کسانى از یهودیان مدعى‏اند که کتاب تورات، بعد از اسارت بابلى و به دست کسانى نوشته شد که به اسارت رفته و بازگشته بودند و در واقع، این کتاب مطابق آرزوها و آرمان‏هاى سرکوفته آنان نگاشته شده است و از این روست که بر سرزمین موعود تأکید مى‏کند.
در این نوشتار از این امور چشم‏پوشى شده است، امّا بر فرض که انتساب این کتاب‏ها به پیامبران الهى درست باشد، درباره سرزمین موعود از آنها چه استفاده‏اى مى‏شود؟

در تورات، سخن از سرزمین موعود با ماجراى مهاجرت حضرت ابراهیم آغاز مى‏شود. ابراهیم(ع) به فرمان خداوند از بین‏النهرین به سرزمین کنعان هجرت کرد که خداوند او را بدانجا راهنمایى کرده بود.

در آنجا خداوند بر ابراهیم ظاهر شد و فرمود: «من این سرزمین را به نسل تو خواهم بخشید!» (سفر پیدایش، 12: 7) و باز به او فرمود: «من همان خداوندى هستم که تو را از شهر اور کلدانیان بیرون آوردم تا این سرزمین را به تو بدهم» (سفر پیدایش، 15: 7).

اما نکته شایسته توجه در وعده به ابراهیم این است که در واقع عهد و پیمانى بین او و خداوند منعقد شد. از یک طرف خداوند عهد بسته بود که آن سرزمین خاص را به فرزندان ابراهیم بدهد، ولى وفاى به این عهد مشروط به آن است که طرف دیگر،

یعنى ابراهیم و فرزندانش، به عهد خود وفا کنند؛ یعنى از خدا اطاعت کرده و انسان‏هاى صالحى باشند. آنان حتى باید نماد و علامت بندگى خدا را در بدن خود ایجاد کنند:

من عهد خود را تا ابد با تو و بعد از تو با فرزندانت نسل اندر نسل برقرار مى‏کنم. من خداى تو هستم و خداى فرزندانت نیز خواهم بود. تمامى سرزمین کنعان را که اکنون در آن غریب هستى، تا ابد به تو و به نسل تو خواهم بخشید و خداى ایشان خواهم بود.

خدا به ابراهیم فرمود: «وظیفه تو و فرزندانت و نسل‏هاى بعد این است که عهد مرا نگاه دارید. تمام مردان و پسران شما باید ختنه شوند تا بدین‏وسیله نشان دهند که عهد مرا پذیرفته‏اند. (سفر پیدایش، 17: 7ـ11).

خداوند به ابراهیم خبر مى‏دهد که نسل او در مملکت بیگانه‏اى بندگى خواهند کرد. اما آنان سرانجام به این سرزمین بازخواهند گشت و این سرزمین را خواهند گرفت. و آن زمانى است که شرارت ساکنان این سرزمین به اوج خود رسد، اما در حال حاضر اینگونه نیست.

از این سخن برمى‏آید که خدا یک سنت ثابت و همیشگى دارد و قومى که شرارتش به اوج خود برسد مشمول عذاب الهى خواهد شد. عذاب ساکنان سرزمین کنعان آن است که سرزمینشان به دست اسرائیلیان افتد. اما اسرائیلیان هم، چنانکه خواهیم دید،

از این قاعده مستثنا نیستند؛ مالکیت سرزمین موعود مشروط به اطاعت از خداست و این شرط را خداوند بعد از ابراهیم به اسحاق هم یادآورى مى‏کند:

اگر سخن مرا شنیده، اطاعت کنى با تو خواهم بود و تو را بسیار برکت خواهم داد و تمامى این سرزمین را به تو و نسل تو خواهم بخشید؛ چنانکه به پدرت ابراهیم وعده داده‏ام. نسل تو را چون ستارگان آسمان بى‏شمار خواهم گردانید و تمامى این سرزمین را به آنها خواهم داد… این کار را به خاطر ابراهیم خواهم کرد، چون او احکام و اوامر مرا اطاعت نمود (سفر پیدایش، 26: 2ـ5).

از این سخن برمى‏آید که علت وعده‏دادن آن سرزمین، اطاعت بى‏چون و چراى ابراهیم از خدا بوده است و شرط آن نیز اطاعت فرزندان او خواهد بود. سرزمین کنعان پس از اسحاق به یعقوب هم وعده داده شد.

هنگامى که فرزندان یعقوب، در مصر سکنا گزیدند و تحت فشار و عذاب مصریان قرار گرفتند، خداوند حضرت موسى را برانگیخت تا آنان را نجات دهد. خداوند به موسى مى‏فرماید که من آمده‏ام تا بنى‏اسرائیل را از بردگى در مصر آزاد سازم و آنان را به سرزمین پهناور و حاصلخیزى ببرم که در آن، شیر و عسل جارى است.

ولى این وعده هم مشروط است: حتى اگر قوم پس از فتح سرزمین موعود، باز به فساد روى آورد و فرمان‏هاى خدا را اطاعت نکند سرزمینش را از دست داده، به اسارت خواهد رفت:

اگر به من گوش ندهید و مرا اطاعت نکنید و قوانین مرا رد کنید و عهدى را که با شما بسته‏ام بشکنید، آنگاه من شما را تنبیه خواهم کرد… من بر ضد شما برخواهم خاست و شما در برابر دشمنان خود پا به فرار خواهید گذاشت. کسانى که از شما نفرت دارند بر شما حکومت خواهند کرد…

شهرهایتان را ویران و مکان‏هاى عبادتتان را خراب خواهم کرد… آرى، سرزمین شما را خالى از سکنه خواهم کرد و دشمنانتان در آنجا ساکن خواهند شد… بلاى جنگ را بر شما نازل خواهم کرد تا در میان قوم‏ها پراکنده شوید. سرزمین شما خالى و شهرهایتان خراب خواهند شد… (سفر لاویان، 26: 14ـ34).

قومى‏که خداوند آنان‏را بامعجزات شگفت‏انگیزخود، از اسارت مصر رهایى‏داده تا به سرزمین‏موعود برساند،چون ازاطاعت‏خدا سربازمى‏زنند خداونددرباره آنان مى‏فرماید:

به حضور پرجلالم که زمین را پر کرده است سوگند یاد مى‏کنم که هیچکدام از آنانى که جلال و معجزات مرا در مصر و در بیابان دیده‏اند و بارها از توکل نمودن و اطاعت کردن سرباز زده‏اند حتى موفق به دیدن سرزمینى که به اجدادشان وعده داده‏ام نخواهند شد؛

هرکه مرا اهانت کند سرزمین موعود را نخواهد دید… به ایشان بگو… همه شما در این بیابان خواهید مرد. حتى یک نفر از شما که بیست سال به بالا دارد… وارد سرزمین موعود نخواهد شد…

لاشه‏هاى شما در این بیابان خواهد افتاد. فرزندانتان به خاطر بى‏ایمانى شما چهل سال در این بیابان سرگردان خواهند بود تا آخرین نفر شما بمیرد (سفر اعداد، 14: 20ـ33).

ازتورات برمى‏آیدکه برنامه خداوند دروعده‏دادن به‏سرزمین‏کنعان بسیار سخت‏گیرانه بوده است؛ هرکس به طور کامل به عهد خود با خداوند پایبند باشد و کاملاً از او اطاعت کند، شایستگى ورود به آن سرزمین را دارد. عجیب این است که بنا بر این کتاب حتى حضرت موسى و هارون هم این شایستگى را نداشته‏اند:

همان روز خداوند به موسى گفت: به کوهستان عباریم واقع در سرزمین موآب مقابل اریحا برو. در آنجا بر کوه نبو برآى و تمام سرزمین کنعان را که به قوم اسرائیل مى‏دهم، ببین.

سپس تو در آن کوه خواهى مرد و به اجداد خود خواهى پیوست؛ همان‏طور که برادرت هارون نیز در کوه هور درگذشت و به اجداد خود پیوست، زیرا هر دوى شما در برابر قوم اسرائیل کنار چشمه مریبه قادش واقع در بیابان صین، حرمت قدوسیت را نگه نداشتید. سرزمینى را که به قوم اسرائیل مى‏دهم، در برابر خود، خواهى دید، ولى هرگز وارد آن نخواهى شد (سفر تثنیه، 32: 48ـ52).

سخنرانی استاد رائفی پور با موضوع اسطوره3 – ارض موعود 2

http://www.musicfm.ir/?p=8796

موارد مرتبط

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.